اینترنت را بستند، رسانهها را هم؛ روشنگری چه شد؟
خاموشی رسانهها و مسئولیت فراموششده دولت در روشنگری
به گزارش مملکت آنلاین، قطع یا محدودسازی اینترنت، تنها یک اختلال فنی یا تصمیم مقطعی نیست؛
این اقدام مستقیماً بر حق دسترسی جامعه به اطلاعات، شفافیت و اعتماد عمومی اثر میگذارد.
اما مسئله زمانی نگرانکنندهتر میشود که حتی رسانهها نیز از دسترسی به اینترنت محروم میشوند و عملاً امکان اطلاعرسانی مستقل از آنها سلب میگردد.
رسانهها در هر جامعهای نقش واسطه میان مردم و حاکمیت را ایفا میکنند.
نه صرفاً بهعنوان بازنشرکننده بیانیهها، بلکه بهعنوان نهادهای پرسشگر، ناظر و روایتگر واقعیتهای میدانی.
خاموش کردن رسانهها، بهویژه در شرایط بحرانی، به معنای حذف یکی از اصلیترین ابزارهای روشنگری است.
در چنین وضعیتی، روایت رسمی بدون امکان نقد و بررسی باقی میماند و صدای مردم مجال شنیدهشدن پیدا نمیکند.
نتیجه، گسترش شایعات، افزایش بیاعتمادی و شکلگیری فضای مبهم و ملتهب در جامعه است؛ فضایی که نه به نفع مردم است و نه به نفع دولت.
اگر هدف از مدیریت شرایط، حفظ آرامش و امنیت اجتماعی است،
باید توجه داشت که شفافیت و اطلاعرسانی دقیق مهمترین عامل ایجاد آرامش است، نه قطع ارتباط و خاموش کردن صداهای معتبر.
رسانهای که امکان فعالیت نداشته باشد، نمیتواند مانع گسترش اخبار نادرست شود و جامعه را از سردرگمی نجات دهد.
از این رو، انتظار میرود دولت بهصورت شفاف و مسئولانه توضیح دهد:
- چرا دسترسی رسانهها به اینترنت نیز محدود یا قطع شده بود؟
- بر چه مبنایی تصمیم گرفته شد که ابزار اطلاعرسانی مستقل از کار بیفتد؟
- و این تصمیم تا چه اندازه با اصول پاسخگویی و حق دانستن مردم همخوانی داشت؟
روشنگری با سکوت تحمیلی محقق نمیشود.
اعتماد عمومی با حذف رسانهها ساخته نخواهد شد.
اگر تصمیمی اتخاذ شده که پیامدهای گسترده اجتماعی دارد، دولت موظف است درباره آن توضیح دهد، پاسخگو باشد و اجازه دهد رسانهها نقش واقعی خود را ایفا کنند.
جامعهای که در آن رسانهها خاموش میشوند،
نه تنها از حقیقت دور میماند،
بلکه سرمایه اجتماعی خود را نیز بهتدریج از دست میدهد.
انتهای پیام/
چه انتظارا دارید😂