به گزارش مملکت آنلاین، محدودیت اینترنت در ایران، دیگر یک موضوع فنی یا مقطعی نیست؛ به مسئلهای اجتماعی، فرهنگی و حتی هویتی تبدیل شده است. نسلی که امروز نوجوان و جوان ایران را تشکیل میدهد، در جهانی به دنیا آمده که ارتباط، یادگیری و تجربهگریزی مرز نمیشناسد. این نسل، اینترنت را نه یک «امکان»، بلکه بخشی از زیست طبیعی خود میداند؛ همانقدر ضروری که مدرسه، خانواده یا خیابان. اما در سالهای اخیر، محدودیتهای گسترده و مکرر اینترنت، شکافی عمیق میان نیازهای واقعی این نسل و سیاستگذاریهای موجود ایجاد کرده است.
این محدودیتها تنها دسترسی به چند پلتفرم را مختل نکردهاند؛ بلکه ریتم رشد اجتماعی و رفتاری نسل جدید را دچار اختلال کردهاند. نوجوانی که باید در فضای باز، امن و هدایتشده دیجیتال مهارتهای ارتباطی، سواد رسانهای و مسئولیتپذیری اجتماعی را بیاموزد، ناگهان به سمت فضاهای بسته، غیررسمی و کنترلنشده سوق داده میشود. نتیجه آن، شکلگیری الگوهای رفتاری ناپایدار، اضطراب اجتماعی، کاهش اعتماد و افزایش رفتارهای پرخطر در فضای مجازی است.
از سوی دیگر، محدودیت اینترنت باعث شده است که فرصتهای برابر آموزشی و شغلی برای نسل جدید از بین برود. در جهانی که اقتصاد دیجیتال موتور اصلی رشد است، جوان ایرانی با دیوارهای فیلترینگ و سرعتهای محدود مواجه میشود؛ دیوارهایی که نهتنها مسیر پیشرفت را میبندند، بلکه احساس «جا ماندن از جهان» را در او تقویت میکنند. این احساس، بهتدریج به نارضایتی، بیاعتمادی و گاهی پرخاشگری اجتماعی تبدیل میشود.
در سطح خانوادگی نیز این محدودیتها تبعات قابلتوجهی دارند. والدینی که خود در عصر پیشااینترنت بزرگ شدهاند، نمیتوانند نیازهای دیجیتال فرزندانشان را درک کنند. این شکاف نسلی، با محدودیتهای اینترنت تشدید میشود و به سوءتفاهم، تنش و کاهش گفتوگو در خانواده دامن میزند. نوجوانی که امکان تجربهگری سالم و هدایتشده ندارد، بهسمت مسیرهای پنهانی و غیرقابلنظارت سوق پیدا میکند؛ مسیری که آسیبهای رفتاری و اجتماعی آن قابل انکار نیست.
در سطح کلان، محدودیت اینترنت به کاهش مشارکت اجتماعی و مدنی نسل جدید منجر شده است. جوانی که امکان بیان، تولید محتوا و حضور در شبکههای جهانی را ندارد، بهتدریج احساس میکند صدایش شنیده نمیشود. این احساس حذفشدگی، زمینهساز انفعال، بیتفاوتی یا در نقطه مقابل، واکنشهای هیجانی و غیرقابلپیشبینی میشود.
واقعیت این است که اینترنت برای نسل جدید، تنها ابزار سرگرمی نیست؛ بستر شکلگیری هویت، مهارت، ارتباط و آینده است. محدود کردن آن بدون ارائه جایگزینهای کارآمد، نهتنها مانع آسیبها نمیشود، بلکه خود به منبع آسیب تبدیل میگردد. سیاستگذاری در این حوزه باید بر پایه شناخت دقیق نیازهای نسل جدید، گفتوگو با متخصصان و اعتماد به جامعه شکل گیرد. در غیر این صورت، شکاف میان نسلها، نهادها و آینده کشور هر روز عمیقتر خواهد شد.
انتهای پیام/
عوضش امنیت داریم😂