شیخ حسین بن علی اورموی آذربایجانی؛ عارف نامی قرن سوم و چهارم هجری

شیخ حسین بن علی اورموی آذربایجانی؛ عارف نامی قرن سوم و چهارم هجری است.

به گزارش مملکت آنلاین، الشیخ الامام العارف حسین بن علی اورموی الأذربایجانی ملقب به شیخ ابی بکر (به اشتباه: ابوبکر) یزدانیار (۱) از عرفا و مشاهیر صوفیه قرن سوم و چهارم هجری قمری بوده است. قبر شیخ تا اوایل قره ۱۴ شمسی مشخص بوده، اما در زمان اوقاف قبرستان‎ها در دخل شهر و در قبرستان شیخ ابوبکر اورموی که به نام این عالم بوده است تخریب شده و مدرسه‎ی نوید فتح سابق روی این قبرستان بنا شده است. در حال حاضر قبر این عارف بزرگ در اورمیه ودر خیابان مطهری به طرف مسجد خطیب و در سمت راست مسجد داخل کوچه‎ای بن‌بست و در یک اتاقک قرار دارد.

این عالم در تصوف طریقه مخصوص داشته است. در گفته‎های ابن یزدانیار، زمینه‎های تفکر قبل از اسلام کاملا پیداست. اجداد یزدانیار در اورمیه وارث تعالیم معنوی بوده‎اند. محمدعلی تربیت مؤلف کتاب «دانشمندان آذربایجان» درباره یزدانیار چنین آورده است:

«از مشاهیر صوفیه بوده، اما، طریقه‌ی مخصوصی در تصوف دارد که مخصوص خود اوست و بعضی از مشایخ مانند شلبی و غیروی منکر او بوده‌‎اند و از او نیر بعضی مشایخ عراق و سخنان آنان را انکار می‎کده است.» (۲)

درباره « امسیت کردیا و اصبحت عربیا»

عبارت «امسیت کردیاً و اصبحت عربیاً» (۳) (به معنی چون کُرد بودم و بسان عرب شدم) عیناً در طول هزار و دویست سال گذشته به صورت یک ضرب‌المثل ورد زبان‌ها بوده‌ و به ‌اشخاص متعددی با قومیت‌های مازنی، تاجیک، عرب، کُرد، تُرک، لک و .... نسبت داده شده ‌است. در این عبارت، اسامی قومی دارای معنای مجازی بوده و تمثیل کننده‌ی وضعیت‌های معنوی رشد نه‌یافته‌ی قبلی و رشدیافته‌ی بعدی یک شخص واحد هستند. اما بعضی از محققین، با غرض ورزی و تحریف، بر این اسامی مجازی، معانی مادی و تحت‌اللفظی قومی حمل کرده و بر این اساس به شخصیت‌های تاریخی مختلف هویت‌های قومی غیر واقعی نسبت می‌دهند. در سال‌های اخیر نیز ناسیونالیسم افراطی، تهاجمی و توسعه‌طلب کُردی، به بازنویسی گسترده‌ی تاریخ، و کُرد و کُردستانی نمایاندن شخصیت‌ها، شهرها و مناطق و مفاهیم متعدد غیر کُرد و غیر کُردستانی دست ‌زده، و در این استقامت، با سوء تعبیر از عبارت امسیت کردیا و اصبحت عربیا که مولانا گوینده‌ی آن را جد حسام‌الدین چلبی ملقب به اخی تُرک دانسته، هم اخی تُرک اورموی و هم نوه‌ی او حسام‌الدین چلبی که هر دو تُرک بودند را به عنوان کُرد معرفی می‌کنند. در حالی که «کُرد» در ضرب‌المثل فوق به معنی مجازی ناتوان از تکلم به زبانی فصیح و بلیغ و مکالمه‌ی روان است و نامی قومی نیست.

شعر زیر، ابیاتی از دفتر اول مثنوی و معنوی مولوی است:

سِرِ اَمسینا لَکردیا بدان

راز اَصحبنا عَرابیا بخوان

ور مثالی خواهی از علم نهان

قصه گو از رومیان و چینیان

مولوی برای رساندن مقصودش از «علم نهان» سخنی به میان می‌آورد که پیش از وی نیز میان صوفیه رواج داشت: «سر امسینا لکردیا بدان» که اشاره است به سخنی که آن را از سید ابولوفا می دانند، او ابتدا کردی بی سواد بود. ولی پس از جذبه ای معنوی بر خواندن و نوشتن مسلط شد و صبحگاهان گفت: اَمسیتُ کردیا و اَصبحتُ عربیا؛ یعنی شبانگاه کُردی (شبانی) بی‌مایه و فاقد علم بودم و بامدادان بر زبان عربی چیره گشتم. (۳)

برخی رسانه‎های کُرد زبان، مدعی‌اند «ابونصر سراجی» در کتاب «اللمع فی التصوف» در شرح حال بن یزدانیار وی را با لقب «الکردی الصوفی الارموی» و «الکردی الصوفی» معرفی می کند.

 

 

با مراجعه به کتاب مذکور و در باب «فی ذکر ابی بکر علی بن الحسین بن یزدانیار (یازدانیار)» چنانچه در تصویر کتاب نیز مشاهده می فرمایید هیچ اثری از عبارت «الکردی الصوفی الارموی» و «الکردی الصوفی» در توصیف یزدانیار وجود نداشته و ادعاها در این خصوص خلاف واقع مطرح شده است.

عبارت الکردی الصوفی در بابی مجزا بنام «باب فی ذکر آداب المرضی فی مرضهم» و صرفا با عبارت الکردی الصوفی بدون هیچگونه اشاره به الارموی و ارومیه ای بودن الکردی الصوفی بیان شده است که دلالتی مستقیم بر یزدانیار و شهر او ندارد و میتواند هر کدام از رجال تصوفی که در این کتاب معرفی شده یا نشده نیز باشد.

طبق متن کتاب الکردی الصوفی به مدت شش ماه در شهر فید بیمار بوده و رفتار عجیب او (برگرداندن کرم به محل زخم های بدنش) به عنوان نمادی از تسلیم در برابر تقدیر الهی ذکر شده است.

در منابع جغرافیایی تاریخی، «فید» نام شهری در مسیر حج عراق به حجاز (بین کوفه و مکه) بوده است که در پاورقی همین کتاب نیز ذکر شده است.

 

 

در متون و کتب مشهور دیگر تصوف نیز هیج اشاره ای به هویت کردی یزدانیار نشده است برای مثال :

در صفحه ۲۶ کتاب التعرف لمذهب اهل التصوف نوشته کلابادی، بعنوان قدیمی‌ترین منبعی که نام ابن یزدانیار آورده شده‌ است ، هیچ اثری از الکردی یا هویت کرد یزدانیار وجود ندارد.

در  جلد ۱۰ کتاب حلیه الاولیا و طبقات الاصفیا صفحه ۳۶۳ نوشته ابونعیم ، یزدانیار به صورت «الحسین بن علی بن یزدانیار» قید شده و هیچ پسوند و پیشوند و اشاره ای از کرد بودن وی وجود ندارد.

الرساله القشیریه از عبدالکریم بن هوازن قشیری ، صفحه ۲۱۰ در بخش «و منهم ابوبکر الحسین بن علی بن یزدانیار» از وی و شهرش ارومیه نام برده اما هیچ عبارتی در خصوص کرد بودن وی در این کتاب وجود ندارد.

در صفحه ۲۰۵ کتاب نفحات الانس از جامی در بخش «ابوبکر یزدانیار ارموی ، رحمه الله تعالی» هیچ دلالتی بر کرد بودن وی وجود ندارد.

در مجلد اول کتاب الطبقات الکبری صفحه ۲۰۶ نوشته شعرانی ، در بخش «و منهم ابوبکر الحسین بن علی بن یزدانیار رحمه الله تعالی آمنین» در خصوص یزدانیار مطالبی ذکر می شود اما هیچ اشاره ای به کرد بودن وی نشده است.

در مجموعه رسائل فارسی خواجه عبدالله انصاری نیز به تصوف و ارومیه ای بودن یزدانیار اشاره شده اما هیچ قیدی در خصوص کرد بودن وی وجود ندارد. (۴)

اما عبارت جعلی یزدانیار الکردی الصوفی الارموی از کجا پدید آمده است؟

عبارت الکردی الصوفی الارموی را قزوینی (استاد زبان و ادبیات فارسی متوفی ۱۳۲۸ شمسی) به عنوان حواشی و اضافات بر کتاب جنید شیرازی در صفحه ۵۱۲ و ۵۱۴ نوشته است. علیرغم اینکه جنید شیرازی در صفحه ۱۵۹ کتاب «شَدالازار فی حط‌الاوزار عن زوارالمزار» عبارت «امسیت کردیا و اصبحت عربیا» را به «الشیخ ابوعبدالله المشتهر ببابویی» نسبت داده است ، اما قزوینی ادعا می نماید این عبارت را یزدانیار گفته است.

قزوینی همچنین ادعا می نماید که در کتاب اللمع، یزدانیار به صورت «الکردی الصوفی الارموی» قید شده که چنین عبارتی صحت نداشته و چنانچه در تصویر کتاب مشاهده فرمودید الکردی الصوفی مورد نظر فاقد پسوند الارموی بوده و به دلیل اینکه نام یزدانیار در این بخش نیامده ربطی به یزدانیار نیز ندارد، از سویی الکردی الصوفی مورد اشاره وی در شهر فید بوده که طبق گفته معجم البلدان این شهر بین کوفه و مکه می باشد.

پس از قزوینی این عبارت را زرین‌کوب (استاد زبان و ادبیات فارسی متوفی ۱۳۷۸ شمسی) در صفحه ۱۲۸ کتاب «جستجو در تصوف ایران»، عنوان نموده و گفته «وی بر حسب روایات مشهور ارموی بود ، و او را غالبا به نام الکردی الصوفی الارموی می خواندند» اما چنانچه از کتب معتبر نقل نمودیم این ادعای آقای زرین کوب صحت نداشته و در هیچکدام از منابع اشاره شده چنین عبارتی وجود ندارد و مستندات تاریخی آن را تأیید نمی‌کنند.

چنانچه ملاحظه نمودید عبارت جعلی الکردی الصوفی الارموی در دهه های اخیر ایجاد شده و مبنای تاریخی ندارد ، این دوره مصادف با تاریخ سازی فرمایشی رضاخانی برای کردها بوده است ، بر اساس اطلاعات به دست آمده از مکاتبات دوره پهلوی کتاب هایی مانند محمد مردوخ کردستانی، غلامرضا رشید یاسمی و مینورسکی در خصوص کردها به صورت فرمایشی و تحریف تاریخ تالیف شده‌اند.

 

 

بنابراین ادعای کردی بودن یزدانیار اورموی فاقد پایه‌های تاریخی معتبر است و ردپای آن تنها به تحریفات دوره معاصر (به‌ویژه در آثار قزوینی و زرین‌کوب) و اهداف سیاسی عصر پهلوی باز می‌گردد. (۵)

افزون بر اصالت آذربایجانی ابن یزدانیار، مسئله‌ای دیگر که در مورد زندگانی او وجود دارد، این است که نه سال تولد او برای ما معلوم است و نه سال فوت او. همه منابع در این مورد خاموش‌اند. امّا قراین موجود، نشان می‌دهد که وی در نیمه‌ دوّم قرن سوّم زندگی می‌کرده و معاصر جنید و شبلی بوده و احتمالاً در اوایل قرن چهارم درگذشته است.

منابع:

(۱) ‌ قبل از ظهور امپراطوری قدرتمند صفویه در قرن نهم و رسمی شدن مذهب تشیع از طرف این حکومت، مذهب غالب در منطقه آذربایجان (و سایر مناطق ایران و سرزمین‌های همجوار) مذهب سنّی بوده و به طبع آن، فرهنگ و ادبیات اسلام و عرب بر فرهنگ و ادبیات سنتی در سرزمین‌های مسلمانان غالبیت داشته و از سوی مردم پذیرفته شده بود است که نمونه بارز این گفته در نامگذاری اسامی مردمان خطه مسلمان‌نشین آن ادوار به چشم می‌خورد و اسامی عربی دلیلی بر غیر بومی بودن اشخاص نیستند. لازم به ذکر است هنوز در این منطقه از آذربایجان جمعیت کثیری از ترکان سنی مذهب ساکنند. (نام آوران اورمیه، علی بابایی نیولویی، چاپ اختر تبریز، سال ۱۳۹۴)

(۲)‌ دانشمندان آذربایجان، محمدعلی تربیت، نشر اختر با همکاری انتشارات هاشمی سودمند، چاپ اول ۱۳۹۱، ص۵۹۰

(3) https://www.pasokhgoo.ir/node/91545

(4) http://eloba.ir/?p=10429

(5) همان منبع

انتهای پیام/

نویسنده: حسین واحدی

ارسال نظر