نیم‌قرن نا«امید»ی!

باورش دشوار است اما در این سرزمین گاهی برای «خنک شدن دل» کسانی حاضرند شکست یک تیم ملی را ببینند.


نیم‌قرن نا«امید»ی!

به گزارش مملکت‌آنلاین، احسان محمدی در عصر ایران نوشت: «اگر» دقیقه ۹۳ مهدی قائدی ستاره این روزهای فوتبال ایران دروازه خالی چین را باز کرده بود شاید می‌توانستیم باز گل بزنیم و الان صعود کرده بودیم. سالهاست این «اگر»ها نه فقط در ورزش بلکه در همه زندگی یقه‌مان را چسبیده‌اند. سالهاست منتظر یک معجزه‌ایم که رخ نمی‌دهد. همه جا که ملبورن استرالیا نیست.

تیم‌ملی امید ایران از راه‌یابی به المپیک ۲۰۲۰ توکیو باز ماند. این اتفاق تازگی ندارد. نزدیک به ۵۰ سال است. آخرین باز ۱۳۵۵ رفتیم المپیک مونترال. اتفاقاً تا جمع هشت تیم هم خودمان را بالا کشیدیم اما مقابل اتحاد جماهیر شوروی ۲-۱ شکست خوردیم و آن بازی که در ورزشگاه مونیسیپال شهر شربروک و با حضور ۵۸۵۵ تماشاگر برگزار شد، آخرین قاب فوتبال ما و المپیک است. بعد از آن حکایت ما رفتن و نرسیده بود.

این بار هم با حمید استیلی نتوانستم خودمان را به مرحله بعد برسانیم. جایی که فقط در تفاضل گل کم آوردیم. باید به چین سه گل می‌زدیم اما فقط امید نورافکن از روی نقطه پنالتی یک گل زد. در تورنمنتی که مقابل ازبکستان، چین و کره جنوبی بیش از ۹ موقعیت طلایی را هدر دادیم.

اما آیا مشکل ما فقط تفاضل گل بود یا از این تیم قبل از رفتن به مسابقات دست شسته بودیم؟ قبل از اعزام کمتر کسی حال تیم را می‌پرسید. بسیاری اسم حریفان بعدی‌اش را نمی‌دانستند. حتی در سایت فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی هم زیر عکس گروهی تیم نوشته شده بود:«تیم ملی فوتبال امید ایران با هدایت زلاتکو کرانچار برای حضور در مسابقات قهرمانی زیر ۲۳ سال آسیا و کسب سهمیه صعود به مسابقات المپیک ۲۰۲۰ توکیو تلاش می‌کند»! البته الان عوضش کرده‌اند!

انگار برای کسانی در فدراسیون هم خیلی این تیم مهم نبود و خبر نداشتد، زلاتکو رفت و بعد از او فرهاد مجیدی هم رفت و حمید استیلی وارث تیمی تنها شد. تنهای تنهای تنها. اما دعوت از بازیکنانی مانند امید نورافکن (سپاهان)، عارف آقاسی (فولاد)، سینا زامهران (شهرخودرو)، محمد خدابنده لو (پیکان)، محمد محبی (سپاهان)، مهدی قائدی (استقلال)، رضا جبیره (نفت)، علی شجاعی (نساجی)، شکاری (تراکتور) و اللهیار صیادمنش(استانبول اسپور) و ... که در چندسال با کیفیت خوب خودشان را به فوتبال ایران تحمیل کرده بودند بارقه‌های امید را در دل هواداران این تیم تنها روشن نگه داشت تا اینکه مثل همیشه نشد، نتوانستیم  و ان‌شالله المپیک ۲۰۲۴ پاریس!

نحوه انتخاب حمید استیلی برای هدایت تیم‌ملی امید و سخنان صریح فرهاد مجیدی موج عجیبی را علیه او به راه انداخت. فارغ از توانایی‌های فنی استیلی که مورد نقد بسیاری بود و بر این باورند که او و دستیارانش در مهره‌چینی بد عمل کردند، در فضای دو قطبی فوتبال ایران اما انگار خیلی‌ها منتظر زمین خوردنش بودند تا دلشان خنک شود. باورش دشوار است اما در این سرزمین گاهی برای «خنک شدن دل» کسانی حاضرند شکست یک تیم ملی را ببینند. فرقی نمی‌کند سرمربی آن تیم کارلوس کی‌روش باشد در جام ملت‌ها باشد یا حمید استیلی که می‌خواست با شاگردانش رویای نزدیک به نیم قرنه فوتبال ایران را عملی کند.

ما چین را شکست دادیم اما از صعود بازماندیم. یک اتفاق معمولی در چهاردهه گذشته. در همه این دهه‌ها هم معتقد بوده‌ایم که بهترین فوتبال آسیا را داریم. اما نه با مربی داخلی صعود می کنیم به المپیک نه با مربی خارجی، نه با دیدار تدارکانی خوب، به بدون دیدار تدارکاتی، نه با معجزه، نه بی‌معجزه... ما آنقدرها که تصور می‌کنیم خوب نیستیم، امیدوارم حداقل به جام‌جهانی ۲۰۲۲ برسیم!

 

منبع: عصر ایران

ارسال نظر