در بیان ضرورت برقراری آتش‌بس فوری

آیا هدف اصلی رژیم صهیونیستی اشغال جنوب لبنان است؟

* میلاد تیموری (تیمور)

در بیان ضرورت برقراری آتش‌بس فوری

مملکت آنلاین، اندکی پس از آغاز جنگ امریکا–اسرائیل با ایران، ارتش اسرائیل حملات هوایی گسترده‌ای را علیه جنوب لبنان آغاز کرد؛ حملاتی که در روزهای گذشته با تخریب کامل پنج پل استراتژیک بر روی رودخانه لیتانی (که جنوب لبنان را به قسمت‌های دیگر آن متصل می‌کرد) و نابودسازی زیرساخت‌های لجستیکی در عمق حدود ۳۰ کیلومتر لبنان همراه بود. این مجموعه حملات، همراه با تلاش آشکار برای تخلیه اجباری ساکنان جنوب لبنان و اظهارنظرهای رسمی مقامات رژیم صهیونیستی مبنی بر این‌که «آوارگان لبنانی دیگر هرگز به جنوب باز نخواهند گشت»، تصویری نگران‌کننده از یک نقشه گسترده و از پیش برنامه‌ریزی‌شده ارائه می‌دهد.
با درنظرگرفتن روند فوق‌الذکر و نیز تجمع نیروهای زمینی و زرهی رژیم صهیونیستی در مرز جنوبی لبنان و اعلام آماده‌باش برای حمله زمینی گسترده؛ احتمال حرکت به سمت کنترل زمینی یا اشغال بخشی از جنوب لبنان به‌شدت زیاد است. آغاز حملات مجدد اسرائیل به سوریه، در جهت تقویت هرچه‌بیشتر مواضع دروزی‌های مخالف حکومت مرکزی و تلاش برای قطع مسیرهای احتمالی کمک‌های زمینی به لبنان؛ تصویر فوق را تکمیل می‌کند و نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی عملیاتی اسرائیل بسیار جدی است و این اشغال‌گری شاید تنها محدود به مرز لبنان نیز نباشد.
در این میان، حمله به ایران و درگیر کردن افکار عمومی و رسانه‌های داخلی، عملاً باعث شده بخش قابل‌توجهی از تمرکز و توان ایران از تحولات لبنان منحرف شود. حتی رسانه‌های داخلی که در حالت عادی باید درباره ابعاد بحران لبنان هشدار می‌دادند، بیشتر درگیر بازتاب بحران‌های داخلی و درگیری‌های مستقیم شده‌اند. این امر، فضای لازم برای پیشبرد عملیات اسرائیل در جنوب لبنان را بیش‌ازپیش فراهم کرده است. بازتاب حملات اسرائیل به لبنان در رسانه‌های داخلی عملاً به انعکاس حملات موشکی و پهبادی حزب‌الله به مواضع ارتش صهونیستی محدود گردیده است، در حالی که ابعاد تخریب زیرساخت‌ها و فشار بر غیرنظامیان جنوب لبنان، که نشانه‌هایی از یک نقشه اشغال‌گرایانه است، کمتر مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است. همزمان مقامات لبنانی طی روزهای اخیر بارها نگرانی خود را از احتمال اشغال ابراز کرده‌اند. با در نظر گرفتن سطح حملات، الگوی دقیق هدف‌گیری‌ها و آرایش نظامی اشغال‌گران؛ روشن است که فشار واردشده به جنوب لبنان بی‌سابقه و بسیار سنگین خواهد بود و احتمال اینکه حزب‌الله بتواند مانع تحقق نقشه اشغال اسرائیل شود، محل تردید بسیار است.
در جمع‌بندی، ادامه این جنگ - چه در جبهه لبنان، چه در سطح تنش ایران و کشورهای منطقه - بیش از همه به سود اسرائیل و استراتژی‌های امپریالیسم غرب خواهد بود. آمریکا و رژیم اسرائیل با موفق توانسته‌اند کشورهای اسلامی منطقه را درگیر جنگ و بحران‌های ناشی از آن کنند؛ تفرقه‌افکنی بین ایران و کشورهای اسلامی منطقه، یکی از نتایج بارز این رویکرد است که در ابراز خشنودی مقامات آمریکایی از وضعیت فعلی آشکار می‌شود. تشکر امروز ترامپ از پادشاهی عربستان را می‌توان نمود بارز این تفرقه‌افکنی قلمداد کرد. آشکار است که زیرساخت‌های حیاتی ایران و برخی کشورهای عربی منطقه به صورت جدی آسیب دیده، شکاف‌ها و بی‌اعتمادی‌ها میان دولت‌ها و ملت‌های مسلمان منطقه تشدید یافته و حتی زمزمه‌هایی از آمادگی برخی دولت‌های منطقه برای ورود به جنگ مستقیم با ایران شنیده می‌شود. این روند، دقیقاً همان چیزی است که اسرائیل و قدرت‌های امپریالیست غربی برای تضعیف بلندمدت جهان اسلام، ایجاد بی‌ثباتی پایدار و در نهایت «دیزاین مجدد برساختِ جغرافیایِ خاورمیانه» بر اساس منافع خود، دنبال می‌کنند. این نقشه، جهان اسلام را به سمت تجزیه، تضعیف و وابستگی بیشتر سوق داده و در نهایت به ورطه نابودی می‌افکند.
در چنین شرایطی، با وجود پیروزی‌های احتمالی در جبهه‌های خاص، ادامه این درگیری‌ها در نهایت تنها به گسترش بی‌ثباتی در منطقه، تضعیف مضاعف دولت‌های اسلامی و تقویت موقعیت استراتژیک اسرائیل منجر می‌شود. نگرانی کشورهایی چون ترکیه و پاکستان از تشدید و ادامه این درگیری‌ها نیز گویای همین نکته است که طرح‌های امپریالیستی در حال پیشروی است.
بنابراین، آتش‌بس فوری و آغاز مذاکرات صلح تنها مسیری است که می‌تواند مانع از تحقق طرح‌های اشغال‌گرایانه اسرائیل در جنوب لبنان شود و در عین حال، از فرسایش بیشتر توان کشورهای اسلامی – اعم از ایران و کشورهای حاشیه خلیج – جلوگیری کند. صلح در این مرحله به معنای حفظ یکپارچگی لبنان، جلوگیری از تحقق طرح‌های تفرقه‌افکنانه و تجزیه‌طلبانه امپریالیسم غرب و اسرائیل، حفظ ثبات منطقه‌ای و در نهایت، دفاع از امنیت و انسجام جهان اسلام در برابر این چشم‌انداز شوم است.

انتهای پیام/

ارسال نظر